موضوع: نقد و بررسي ميان انتقادات و انديشه هاي اقتصادي جهان از منظر منابع اسلامي
مقدمه
مساله جایگاه دولت و نقش آن در اقتصاد، از زمان پیدایش دانش اقتصاد همواره مورد بحث اقتصاددانان و صاحبان اندیشه در مکاتب گوناگون اقتصادی بوده است. مرکانتالیستها، که اقتدار کشور را در گرو دستیابی به طلا و نقره بیشتر میپنداشتند، از دخالت دولت در اقتصاد حمایت میکردند. فیزیوکراتها و پس از آنان، کلاسیکها، بر اساس اعتقاد به ”دئیسم“ و نظم طبیعی و هماهنگی منافع فرد و جمع، بر آزادیهای فردی و عدم دخالت دولت در اقتصاد تأکید داشتند. پیامدهای این تفکّر از جمله بیعدالتیهای اقتصادی و اجتماعی، به تدریج حرکتهای مخالفی را در مقابل خود شکل داده و افکار سوسیالیسم، با اندیشه واگذاری تمام فعالیتهای اقتصادی به بخش دولتی و تدبیر اقتصاد بر اساس برنامهریزی متمرکز دولتی، به شکل گستردهای پدیدار شد؛ امّا تجربه ناکارآمدی شرکت های دولتی و انحصارات ملی در سالهای بعد از دهة 80 میلادی، موجب شد که گرایش...
ادامه مطلب...